همزمانی گفتمان «تغییر و ثبات» در ازبکستانِ میرضیایف

محمد علوی زاده: کسب 88 درصد آرا رای دهندگان توسط «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور جدید ازبکستان در حالی صورت گرفت که در ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری این کشور، اسلام کریم‌اف نیز با میانگین 90 درصد آرا برنده انتخابات بود. در ابتدا بعید به نظر می‌رسید که میرضیایف تصمیم گرفته باشد رکورد رئیس جمهوری پیشین را تکرار کند اما وی با قدرت و بدون چالش جدی موفق شد، خود را هم سطح محبوبیت کریم‌اف نشان داده و دوران گذار قدرت را با کمترین دغدغه مشروعیت طی نماید ... میرضیایف در ماه های اخیر، تلفیقی از سیاست حفظ میراث کریم‌اف در مناسبات با قدرت‌ها و تغییر در مناسبات منطقه‌ای با کشورهای آسیای مرکزی را به نمایش گذاشت. در کنار این، تغییرات در بخش حساس داخلی که همانا مسئله اقتصاد و معیشت جمعیت 32 میلیونی ازبکستان بود، بسیاری را در داخل نسبت به آینده امیدوار ساخته است. وی در حوزه سیاست داخلی، خلف شایسته ای برای کریم‌اف تلقی می‌شود.
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۰
 
نویسنده:محمد علوی زاده/کارشناس مسائل سیاسی آسیای مرکزی در موسسه مطالعات «ایران شرقی»

ایراس: کسب 88 درصد آرا رای دهندگان توسط «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور جدید ازبکستان در حالی صورت گرفت که در ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری این کشور، اسلام کریم‌اف نیز با میانگین 90 درصد آرا برنده انتخابات بود. در ابتدا بعید به نظر می‌رسید که میرضیایف تصمیم گرفته باشد رکورد رئیس جمهوری پیشین را تکرار کند اما وی با قدرت و بدون چالش جدی موفق شد، خود را هم سطح محبوبیت کریم‌اف نشان داده و دوران گذار قدرت را با کمترین دغدغه مشروعیت طی نماید. این در حالیست که برای کشورهای دارای سیستم اقتدارگرایی و رهبران اقتدارگرا، مسئله جانشینی، همواره با چالش‌های جدی مواجه بوده و هست اما سیاست ازبکستان حداقل طی 3 ماهه گذشته نشان داد، این فرضیه آنچنان که تصور می‌شد، از قوت آزمون برخوردار نیست و می‌توان با درایتی از جنس میرضیایف، این مرحله حساس تاریخی در کشورهای با سیستم اقتدارگرایی را به سلامت پشت سر گذاشت. در عین حال، میرضیایف در طول مدت 3 ماهه ریاست جمهوری موقت، تلفیقی از سیاست حفظ میراث کریم‌اف در مناسبات با قدرت‌ها و تغییر در مناسبات منطقه‌ای با کشورهای آسیای مرکزی را به نمایش گذاشت. در کنار این، تغییرات در بخش حساس داخلی که همانا مسئله اقتصاد و معیشت جمعیت 32 میلیونی ازبکستان بود، بسیاری را در داخل نسبت به آینده امیدوار ساخته است البته که در حوزه سیاست داخلی، وی، خلف خوبی برای کریم‌اف تلقی می‌گردد و امید چندانی به تغییر مشاهد نمی‌شود. بنابراین، در بعد کارشناسی می‌توان دوران میرضیایف را تلفیقی از سیاست حفظ وضع گذشته و تغییر در برخی زیرساخت‌ها و مسائل کلیدی تعبیر کرد.
 
در این نوشتار و بنابر مقدمه مطرح شده، به شاخص‌های گفتمان جدید تیم فعلی قدرت و پیشبینی روندهای آتی تاثیرگذار در آینده سیاسی ازبکستان با دسته بندی مسائل داخلی و سیاست خارجی در بعد منطقه‌ای و جهانی خواهیم پرداخت.
 
حوزه داخلی؛ تغییر در اقتصاد، ثبات در سیاست
13 سال گذشته زندگی سیاسی میرضیایف گرچه با پست حساس و کلیدی نخست وزیری همراه بوده است، اما بنابر سنت سیستم‌های تمامیت خواه در کشورهای آسیای مرکزی، چندان امکانی برای بروز و اعمال تصمیمات از سوی وی وجود نداشته است. این مهم مارا بر آن می‌دارد که مبنای تحلیل را 3 ماهه گذشته و برنامه‌های اعلامی از سوی میرضیایف قرار داده و به پیشبینی روندهای آتی بپردازیم.
 
بنابر اظهارات انتخاباتی میرضیایف، در سال‌های اخیر، نخست وزیر، اطلاعات جامع و هدفمندی را در خصوص مشکلات عدیده اقتصادی و راهکارهای خروج  از بن بست موجود دریافته بود ولی حالا او دارای آزادی عمل ومنابع خاصی است و باید طی یک سری اصلاحات اقتصادی و تحریک و ایجاد زمینه برای فعالیت تجاری و کسب و کار، تغییراتی را در حوزه اقتصادی اعمال نماید. وی همچنین گفت که در سایه رشد و توسعه کسب و کار کوچک و متوسط می‌توان در مقیاس بزرگتر به فعالیت‌های اقتصادی خارجی رسید.
 
در این رابطه، می‌توان به فعالیت‌های 3 ماهه وی به عنوان رهبر موقت اشاره کرد. وی در این مدت زمان، برخی مقامات سطوح مختلف را به خاطر قصور و سستی در انجام وظایف و بی‌توجهی به مردم عادی از وظایف خویش برکنار کرد. میرضیایف همچنین برای نمایش بازبودن درهای ارتباطی با خود به روی مردم، «اتاق مجازی انتظار» را راه‌اندازی کرد که گفته می‌شود هر یک از شهروندان می‌توانند مشکلات خود را از طریق تماس با خط تلفن یا از طریق ارسال پیامک به این سامانه اینترنتی، به رئیس‌جمهور انتقال دهند.
 
بایستی خاطرنشان کرد، دیدگاه شوکت میرضیایف در مورد اقتصاد نسبت به دیدگاه‌های سیاسی- اقتصادی اسلام کریم‌اف فرق دارد. رئیس جمهور 59 ساله ازبکستان حامی اقتصاد بازار بوده و نقش روابط بازاری و محدودیت روش‌های مدیریت بازار و در کل، کسب و کار را درک می‌کند. این امر هم به تجارت خرد و متوسط و هم به تجارت کلان با هدف فعالیت اقتصادی خارجی مربوط می‌شود.
 
در کشور ازبکستان، هر سال بیش از نیم میلیون نفر از جوانان فارغ‌التحصیل می‌شوند که نیاز به شغل دارند. جای تعجب نیست، اولین قانونی که میرضیایف امضا کرد، «سیاست دولت در مورد جوانان» بود که تمرکز آن بر اشتغال می‌باشد. همچنان که وی در این مدت «قانون ضد فساد» را نیز از تصویب پارلمان گذراند. در کنار آن، بایستی به قانون تسهیل شرایط تجاری، و آزادسازی اقتصاد البته با محوریت نقش دولت نیز اشاره کرد.
 
بهر ترتیب، نظری بر رفتارهای انجام شده نشان می‌دهد، رئیس جمهوری منتخب ازبکستان طی این مدت، بیشترین توجهات را در حوزه مسائل داخلی به موضوع بهبود اوضاع اقتصادی قرار داده است. در مقابل، تنها یکبار در نطقی سیاسی، وی اشاره‌‌ای گذرا به موضوعات سیاست داخلی حاضر نیز داشت و با قوت تاکید کرد، از رویکرد انتخابی کریم‌اف در حوزه مسائل سیاست داخلی پیروی خواهد کرد.
 
البته این موضوع را می‌توان به الزامات ساختاری در جامعه فعلی ازبکستان نیز نسبت داد. در نگاهی کلان نگر، انتخاب بدون چالش و بی دردسر میرضیایف بعنوان جانشین کریم‌اف و برگزاری آرام و مسالمت آمیز انتخابات، بسیار پیشتر در زمان حیات کریم اف میان نخبگان حاضر در بازی قدرت حل و فصل شده بود. به عبارتی، یکی از گزینه‌های چرایی عدم تغییر در حوزه سیاست داخلی، اجماع نخبگان مدعی قدرت به حفظ شرایط موجود سیاسی بمنظور نگاهداشت حداقل‌های خود از سهم حکومت داری است. در شرایطی که جنگی بر سر توزیع قدرت در می‌گرفت، شاید بسیاری از کسانی که اکنون نیز در قدرت حضور دارند، امکانی برای ادامه حیات سیاسی نمی‌یافتند پس بهترین گزینه، حفظ وضع موجود سیاسی بود که اکنون به مورد اجرا نیز گذاشته شده است.
 
حوزه خارجی؛ تغییر در روابط با همسایگان، ثبات در روابط با قدرت‌ها
 الگویی که شرح آن در حوزه مسائل داخلی رفت، یعنی تغییرات کلان ساختاری در اقتصاد و حفظ وضع موجود در سیاست داخلی، دقیقا مشابهاتی در سیاست خارجی نیز دارد. در این حوزه نیز، بنابر رصد رفتاری دولت موقت، اینگونه برداشت می‌شود که تغییر در میزان، سطح و نحوه تعامل با همسایگان محرز و قطعی و ادامه سیاست گذشته در عدم همراهی با بلوک قدرت و بی علاقگی به همکاری همه جانبه و نزدیک با قدرت‌های جهانی، امری واضح و مشخص است.
 
سیاست خارجی کریموف در حوزه روابط با قدرت‌ها که میرضیایف صراحتا گفته است آن را ادامه خواهد داد، به دنبال تعادل در روابط با روسیه، آمریکا، چین و به میزان کمتر، اتحادیه اروپا است. ازبکستان در سال 2006 وارد سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) به رهبری مسکو شد اما در سال 2012 از آن خارج گردید. از آن زمان، سیاست خارجی ازبکستان بر 3 اصل استوار گردیده است: عدم عضویت در یک بلوک نظامی؛ عدم مشارکت در عملیات‌های حفظ صلح بین‌المللی؛ و عدم میانجیگری خارجی در درگیری‌های کشورهای آسیای مرکزی.
 
ازبکستان به سازمان همکاری شانگهای (SCO) پیوست اما عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EEU) به رهبری روسیه نشد. با این وجود، مسکو یک شریک کلیدی استراتژیک برای ازبکستان است. روابط این دو کشور پیچیده است. با توجه به اعلام سرویس مهاجرت فدرال روسیه، 1.75 میلیون مهاجر ازبک در روسیه زندگی می‌کنند، اما برخی تحلیلگران می‌گویند که تعداد واقعی آنان حداقل دو برابر است. پول‌های ارسالی کارگران مهاجر روسیه 10 درصد از تولید ناخالص داخلی ازبکستان را تشکیل می‌دهد و از این نگاه، مسکو نقش مهم و کلیدی را در روابط با تاشکند بازی خواهد کرد.
 
از سوی دیگر، روابط ازبکستان با چین بر پروژه‌های زیربنایی، از جمله ساخت و ساز اخیر طولانی‌ترین تونل راه آهن در آسیای مرکزی، ایجاد ارتباط بین دره فرغانه با بقیه مناطق ازبکستان، ایجاد مسیرهای متعدد انتقال انرژی و.. متمرکز شده است و به عبارتی، چین بهترین شریک اقتصادی ازبکستان به شمار می‌رود.
 
همچنین، در شرایطی که افغانستان بی ثبات باقی مانده است، ایالات متحده در مورد مختل کردن روابط با سرویس امنیتی ازبکستان مردد است اما حمایت از سرویس امنیتی ازبکستان با اهداف دیگر آمریکا، از جمله حمایت از حقوق بشر و ثبات پایدار در تعارض می‌باشد. برخورد با این دوگانگی آسان نیست، اما اگر این ارتباط، امنیت داخلی و منطقه‌ای را در بلند مدت تحت تاثیر قرار دهد، واشنگتن-تاشکند باید آن را مجددا ارزیابی نماید. ضمن اینکه آمریکای دوره ترامپ همچنان برای همگان غیرقابل پیشبینی بوده و ممکن است با درک اهمیت منطقه حساس آسیای مرکزی، بازی به نفع یا ضرر هر کدام از کشورهای منطقه ورق بخورد.
 
بهرحال، و بنابر آنچه در این بخش گفته شد، حفظ فاصله با همگی مراکز قدرت جهانی همچنان استراتژی کلان تاشکند در حوزه سیاست خارجی خواهد بود. بعنوان مثال، افزایش روابط نزدیک اقتصادی با چین از طریق همکاری نظامی –امنیتی با روسیه متوازن خواهد شد و در واقع همان راه کریم اف در سیاست پاندولی میان قدرت‌ها، گزینه اول راهبرد تاشکند را تشکیل خواهد داد.
 
از سوی دیگر، آنچه فرضیه تغییر را در حوزه سیاست خارجی، به فرصت آزمون قرار می‌دهد، اولیت دهی به توسعه روابط با کشورهای همسایه و حل سیاسی اختلافات چند ده ساله میان کشورهای منطقه است. موضوعی که در دوره کریم اف، نه تنها در اولویت رفتاری سیاست خارجی نبود، بلکه در گاهی اوقات، بر طبل جنگ به علت عمق اختلافات نیز می‌نواخت.
 
البته تاحدودی این راهبرد، حداقل برای کشورهای متخاصم دارای توجیه نیز بود زیرا اختلافات مرزی حل نشده یک منبع همیشگی تنش ازبکستان با قرقیزستان است. بخش‌هایی طولانی از مرزها مشخص نیست و تشدید دوره‌ای درگیری‌ها را در پی دارد.
 
ازبکستان دارای چهار ناحیه جداشده در استان باتکن قرقیزستان است، از جمله منطقه «سوخ» که تاجیک‌های قومی در آن سکنی دارند. نواحی جداشده قرقیزستان در ازبکستان شامل روستای باراک می‌باشد که در آنجا نیز این دو کشور با هم تنش دارند. محدودیت‌هایی در مورد حرکت و دسترسی به منابع اولیه، از جمله غذا و دارو، ساکنان مرزی را که بعضا توسط ماموران در مناطق مورد مناقشه به ضرب گلوله کشته شده‌اند، تحت تاثیر قرار داده است. در مناطق مشخص، سیم‌های خاردار افرادی را که برای نسل‌ها در کنار هم زندگی و ازدواج می‌کردند، جدا ساخته است.
 
از سوی دیگر، رقابت‌های منطقه‌ای بر سر آب و منابع دیگر، یک منبع تنش هم به صورت محلی و هم بین پایتخت‌ها است. کشاورزی ازبکستان که بخش اعظم آن را کشت پنبه تشکیل می‌دهد تا حد زیادی به آبی که از کوه‌های قرقیزستان و تاجیکستان سرازیر می‌شود، وابسته است. قرقیزستان و تاجیکستان هم که فاقد منابع هیدروکربن هستند تمایل دارند از منابع آبی خود با تولید برق کسب درآمد نمایند. ازبکستان، پروژه‌های برق آبی، به ویژه سد راغون تاجیکستان را به عنوان تهدید در نظر می‌گیرد، چرا که می‌تواند جریان آب را به خطر انداخته و یا بدتر از آن مورد استفاده بیشکک و دوشنبه قرار گیرد. اما کشاورزی تک محصولی، پیری زیرساخت‌ها و شیوه‌های آبیاری از رده خارج شده، ازبکستان را وابسته به همسایگان خود نگه داشته است که مسائل قابل گذرایی نیست.
 
اما با وجود واقعی و عمیق بودن همگی این اختلافات که اشاره‌ای گذرا نیز به آن شد، یکی از جدیترین برنامه‌هایی که در طول 3 ماهه گذشته، توجه اکثر کارشناسان را بخود جلب کرده، اعمال سیاست همگرایانه میرضیایف در تعامل و تنش زدایی با همسایگان خود است. حل و فصل نسبی مشکلات مرزی با استفاده از اهرم اعتماد آفرینی، در کنار اولویت دهی به گفتگو و مذاکره در موضوعات منابع آبی، و رفت و آمدهای چندباره مقامات ارشد سیاسی به پایتخت‌های متخاصم گذشته، بعنوان شاخص‌هایی تلقی می‌شود که میتوان از آن می‌توان با قاطعیت به گفتمان تغییر در سیاست منطقه‌ای یاد کرد.
 
البته در این میان، فرضیه‌ای از سوی محافل سیاسی-لابی رسانه‌ای روسی مطرح است که این رفتار تاشکند، سیاستی مقطعی و بمنظور عبور مسالمت آمیز به دوران میرضیایف تلقی می‌شد. بنابراین فرضیه، میرضیایف که در دوره ریاست جمهوری موقت، بیش از هر زمانی دیگری به آرامش و رفع تنش‌های منطقه‌ای نیاز داشت، سیاست مدارا و سکوت مصلحتی در برابر اقدام تاجیکستان و قرقیزستان در تکمیل ساخت نیروگاه‌های راغون و قمبراته را در پیش گرفت و به احتمال زیاد پس از عبور از این مرحله حساس تاریخی، ادعاهای گذشته خود را دوباره مطرح و بر طبل اختلاف افکنی همچنان خواهد کوبید.
 
البته این فرضیه لابی رسانه‌ای روس، با پاسخ‌هایی نیز از سوی ازبک‌ها همراه شد. کارشناسان ازبک در برابر این پیشبینی، چنین استدلال می‌کنند که روسها، برای حفظ سلطه سنتی خود، همواره از هرگونه اختلاف در منطقه در پشت پرده حمایت کرده و به انحای مختلف سعی در ادامه مناقشات مرزی-آبی، انرژی و قومیتی در آسیای مرکزی را دارند. از اینرو، اینک که مقامات تازه تاشکند، دست به اصلاحات رفتاری در حوزه ارتباط با همسایگان زده و بدنبال رفع تنش‌های موجود هستند، آنان سعی می‌کنند با مقطعی جلوه دادن این راهبرد، هرچه بیشتر بدبینی طرف مقابل را ایجاد نمایند.
 
از جمله جدی ترین این اختلاف افکنی، پس از تغییر مسیر رودخانه وخش برای تکمیل پروژه سد راغون از سوی تاجیکستان صورت گرفت که در آن ماجرا، روس‌ها مدعی شدند میرضیایف در خصوص این اقدام دوشنبه، واکنشی به مراتب سخت تر از کریم اف خواهد داشت اما در عمل اینگونه نشد.
 
به ر روی، بنابر رفتارهای صورت گرفته، اینچنین بنظر می‌رسد سیاست خارجی ازبکستان رویکردی «چند برداری» را تشکیل خواهد داد. از یکسو فاصله مساوی از مراکز اصلی ژئوپلتیکی (آمریکا، روسیه، چین) را حفظ خواهد کرد و از سوی دیگر، علاوه بر تقویت همکاری با شرکای مهم در طرح اقتصادی که هیچ نفوذ اساسی ژئوپولیتیکی در منطقه  ندارند (همانند کشورهای جنوب شرق آسیا، ژاپن و غیره)؛ اولویت اول خود را به توسعه روابط دو جانبه با کشورهای همسایه آسیای مرکزی قرار خواهد داد.
 
ضرورت بازتعریف روابط ایران-ازبکستان در شرایط حاضر
نکته‌ای رو در این نوشتار بر آن تمرکز یافت، جدی بودن سیاست تغییر در حوزه روابط منطقه‌ای تاشکند علیرغم وجود اختلافات اساسی پس از روی کار آمدن میرضیایف است. موضوعی که شاید بتواند در آینده روابط-تاشکند-تهران نیز اثرگذار باشد.
 
البته تاکنون نام ایران در ردیف کشورهای که ازبکستان با آنها روابط خود را بهبود خواهد داد، نیامده است. که بنظر می‌رسد موضوع به پیش ذهنیت‌های کلیشه‌ای از ایران که رسانه‌های روسی و غربی بدان دامن زده‌اند، بازمی‌گردد. در شرایط حاضر چنین استدلال می‌شود که روابط ایران با ازبکستان می‌تواند بهبود یابد و این مهم در صورتی میسر خواهد شد که ایران اقدامات فعالانه انجام داده و اجازه ندهد که رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی در این عرصه از وی پیشی گیرند.
 
در واقع، اینگونه نیز می‌توان تحلیل کرد که ازبکستان مشکل حاد و روشنی با ایران ندارد. گرچه کریم اف، از نام اسلام برای خود بهره می‌برد اما هیچ علاقه‌ای به روابط با کشورهای اسلامی و سیاستمداران روحانی نداشت و از اینرو، کمتر علاقه و فرصتی برای توسعه روابط با تهران قائل بود. اما میرضیایف، بنابر رفتارهای 3 ماهه گذشته، نماینده‌ای از نسل سیاسی و احتمالا تاحدودی عقلایی ازبکستان بوده و می‌تواند امکانی برای توسعه روابط با ایران نیز قائل باشد، مشروط بر اینکه، تهران از فرصت بوجود آمده استفاده و به تعریف مجددی از نیازمندی‌های خود در آسیای مرکزی بپردازد.

http://www.iras.ir/fa/doc/note/2469

منبع : آسیا نیوز |سید محمد علوی زاده : همزمانی گفتمان «تغییر و ثبات» در ازبکستانِ میرضیایف
برچسب ها : ازبتان ,سیاست ,روابط ,میرضیایف ,حوزه ,کشورهای ,آسیای مرکزی ,سیاست خارجی ,حوزه سیاست ,کشورهای آسیای ,ریاست جمهوری ,کشورهای آسیای مرکزی ,حوزه سیا